رابطه سناریوی هالیوودی ضدایرانی با بحران حکام بیمار سعودی
در شرایطی که اوضاع منطقه به ضرر حکومت آل سعود، دچار تحول شده و تأثیر بیداری اسلامی عربستان را نیز متأثر کرده و از طرفی ریاض درگیر یک سناریوی آمریکایی برضد ایران شده مرگ ولیعهد سعودی یک چالش بزرگ برای حاکمان شبه جزیره ایجاد خواهد کرد. به گزارش حیات ، در چنین شرایطی سناریوی ضد ایرانی از سوی حکومت آمریکا مطرح میشود که میتواند منافعی برای عربستان به دنبال داشته باشد. اولین مسئله تحکیم وحدت ملی در عربستان است. در واقع آمریکا با استفاده از مدل «ریگان» (تراشیدن دشمن مشترک برای حفظ اتحاد ملی) میخواهد به وحدت ملی در عربستان کمک کند. این وحدت ملی باید بین حاکمان با یکدیگر و حاکمان و مردم برقرار شود. عربی - فارسی و سنی-شیعی کردن ماجرای عربستان و ایران، به زعم حاکمان واشنگتن و ریاض میتواند موجب وحدت ملی در عربستان در مقابل باصطلاح توطئه ایران شود. از طرفی نوعی مظلوم نمایی برای عربستان را در جهان عرب دنبال میکند تا از نزدیک شدن کشورهای انقلابی به ایران جلوگیری کرده و زمینه نفوذ ریاض را فراهم آورد. حاکمان واشنگتن، ریاض و تل آویو میدانستند که ولیعهد آل سعود مردنی است و ملک عبدالله نیز به زودی یا میمیرد یا قدرت مملکت داری را از دست میدهد و به این ترتیب جنگ قدرت بالا خواهد گرفت. این مسئله بزرگترین تولیدکننده نفت جهان را با یک بحران سیاسی بزرگ مواجه میکند و آتش انقلاب در این کشور را شعلهور تر خواهد کرد. بنابراین لازم بود برای جلوگیری از این مسئله یک دشمن مشترک علیه حکومت و ملت (سنیهای) عربستان تراشیده میشد تا از سرایت اعتراضات مناطق شیعه نشین به سنی نشین جلوگیری به عمل آید.
مکرو و مکرالله...
البته یکی از توطئههای آمریکا علیه ایران در سناریوی اخیر به ایالات متحده و عربستان برگشت و آن مشغول شدن این دو متحد به مسائل داخلی کشورهایشان بود. در واقع آمریکا به دنبال آن بود تا با طرح هستهای گام به گام و طرح سناریوی ترور سفیر سعودی ایران را به مسائل داخلی خود مشغول کرده و از اثرگذاری آن در منطقه بکاهد اما پس از مشغول شدن آمریکا و متحدان غربی اش در ماجرای وال استریت ، نوبت عربستان است که با مرگ ولیعهد به جنگ قدرت داخلی مشغول شود. این مصداق آیه شریفه مکرو و مکرالله والله خیرالماکرین است.البته تحقق وحدت ملی در عربستان نیز بعید است چرا که میلیونها سنی در این کشور از تحقیر و فقری که بر آنان تحمیل شده جان به لب شده اند و بعید نیست که اعتراضات مناطق شیعه نشین به مناطق سنی نشین سرایت کند. این مسئله جنگ قدرت را نیز در میان شاهزادگان تشدید خواهد کرد.
بالا گرفتن جنگ قدرت در آل سعود
سلطانبن عبدالعزیز یکی از پسران عبدالعزیز بن سعود که قرار بود پس از مرگ عبدالله پادشاه فعلی به سلطنت برسد فوت کرد و به این ترتیب جنگ قدرت در حاکمیت سعودی بالا گرفت.اگرچه عبدالعزیزبن سعود (بنیانگذار حکومت آل سعود) پادشاهی نوههایش را تا زمانی که پسرانش هستند ممنوع کرده اما شرایط منطقه به شکلی است که امکان تغییر در شیوه انتخاب پادشاه هم بعید نیست. در حال حاضر ملک عبدالله ۸۷ ساله با بیماری سختی دست و پنجه نرم میکند و غربی ها به شدت نگرانند پس از مرگ وی چه خواهد شد. به غیر از عبدالله از پسران عبدالعزیز، نایف باقی مانده و طبق سنت حکومتی آل سعود باید جانشین ملک عبدالله شود اما این مسئله بستگی به جنس حکومت ریاض در آینده دارد.
مدعی اصلاحات، در اولویت حکومت
نایف بن عبدالعزیز که از سال 1975 تاکنون وزیر کشور بوده اهل سیاست است و به عنوان فردی معتدل شناخته میشود. او با برنامههای اصلاح طلبانه برادرش عبدالله موافق بوده و خواهان انجام اصلاحات غربی در کشور است. همچنین تلاش میکند بر اساس هزینه - فایده، روابط ریاض با دیگر ممالک را تنظیم کند. این در حالی است که حکومت دینی عربستان، که در کنترل مفتیهای وهابی است تنها موازین وهابیت را ملاک قرار میدهد و با مبنای هزینه - فایده مخالف است. اروپاییها و دموکراتهای آمریکا خواهان روی کارآمدن نایف هستند چرا که به زعم آنان میتواند با اصلاحات عربستان را کماکان در دامان غرب نگهدارد و از سوی دیگر اعتراضات شکل گرفته در این کشور را مهار کند.
ضلع امنیتی حکومت
تندروهای آمریکا از جمله نومحافظهکاران و رژیم صهیونیستی خواهان روی کارآمدن یک حکومت امنیتی هستند. گزینه آنان برای راهبری چنین حکومتی «بندر بن سلطان بن عبدالعزیز» پسر ولیعهد فوت کرده است. بندر با اینکه مدتها سفیر عربستان در آمریکا بوده و بانفوذترین سعودی در ایالات متحده محسوب میشود و مدتهاست از استخبارات عربستان دور است اما همچنان امنیتیترین چهره حکومت آل سعود به حساب میآید. او علاوه بر دستگاه اطلاعاتی کشورش با گروههای تروریستی و تکفیری مرتبط با القاعده و گروههای سلفی ارتباط تنگاتنگی دارد و در قضایای اخیر سوریه نیز نقش پررنگی داشت. او اگر چه در سال 2008 در دمشق دستگیر شد اما التهابات سوریه بر اساس سناریوی طراحی شده او و جفری فلتمن (سفیر سابق آمریکا در لبنان و معاون فعلی هیلاری کلینتون) از ابتدای سال میلادی جاری کلید خورد.
سناریوی تل آویو برای منطقه
رژیم صهیونیستی که به دنبال محکم کردن کمربند امنیتی خود است به دنبال آن بود که نیروهای امنیتی را در منطقه روی کار آورد. تل آویو به دنبال آن بود که پس از مرگ مبارک، عمر سلیمان روی کار بیاید و در بقیه ممالک اطراف رژیم صهیونیستی نیز نیروهای امنیتی حکومت ها را در دست بگیرند اما با وقوع بیداری اسلامی این توطئه خنثی شد. با این حال به زعم اسرائیل روی کارآمدن بندر بن سلطان در عربستان میتواند به قدرت گرفتن نیروهای امنیتی در کشورهایی چون اردن منجر شود و زمینه را برای بازگرداندن حکومتهای امنیتی به کشورهای شمال آفریقا و یمن فراهم آورد.
مدعیان دیگر
البته بندر و نایف تنها مدعیان حکومت نیستند بلکه متعب پسر ملک عبدالله که فرمانده گارد ملی عربستان است نیز یکی از اضلاع سه گانه مدعیان حکومت آینده ریاض است.سلمان بن عبدالعزیز که حاکم مکه است نیز مدعی حکومت به حساب میآید اما چون غربیها موافق او نیستند از بخت کمتری برای تکیه زدن بر مسند سلطنت برخوردار است.اگرچه ریاض از ایجاد جنگ قدرت در شرایط کنونی خوف دارد اما ممکن است بهانههای امنیتی بندر و ادعاهای اصلاحات مآبانه نایف و قدرت طلبی متعب (که توان کودتا را هم دارد) موجب علنی شدن جنگ قدرت در این کشور شود. جنگی که سالهاست وجود دارد اما حاکمان سعودی اجازه علنی شدن آن را نداده اند. البته یک مانع بزرگ بر سد راه پادشاه شدن بندر ، زاده شدن او از یک مادر غیرسعودی است اما باید دید غرب گزینه سیاسی و اصلاحی را برای ریاض روی میز دارد یا امنیتی.
گزارش از قاسم رحمانیپایان پیام